ترسیم- فرمین خاویر سانچس آگوروسا، اندیشمند و پژوهشگر مستقل الهیات از اسپانیا، با تبیین نظریه «الهیات وحدتگرای کنش رهاییبخش»، انقلاب اسلامی ایران را افقی تازه برای بازاندیشی در الهیات رهاییبخش دانست و گفت: این جریان برای عبور از بحران وابستگی به ساختارهای کلیسایی، مارکسیسم و اروپامحوری، باید از ظرفیت وحی اسلامی و معارف اهلبیت علیهمالسلام بهره گیرد.
به گزارش ترسیم نیوز ، نشست علمی «الهیات وحدتگرای کنش رهاییبخش» با ارائه فرمین خاویر سانچس آگوروسا، اندیشمند، مدرس زبان و پژوهشگر مستقل الهیات از اسپانیا، روز سهشنبه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵ به همت معاونت پژوهش حوزههای علمیه و با همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام برگزار شد.
آگوروسا در این نشست، ضمن تبیین مسیر فکری خود از کاتولیسیسم سنتی و الهیات رهاییبخش تا آشنایی با معارف تشیع دوازده امامی، به تشریح نظریه خود با عنوان «الهیات وحدتگرای کنش رهاییبخش» که در پی ایجاد پیوند میان معنویت، عدالت اجتماعی، مبارزه با سلطه و گفتگوی ادیان است، پرداخت.
وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به نام اسلامی خویش، اظهار کرد: نام اروپایی من «فرمین خاویر» و نام اسلامی من «مرتضی وکیلی راد» است؛ نامی که به یاد یکی از دوستان و استادان معنویام برگزیدهام.
خاستگاه الهیات رهاییبخش
این اندیشمند اسپانیایی در پاسخ به پرسشی درباره چیستی الهیات رهاییبخش گفت: الهیات رهاییبخش جریانی الهیاتی است که در دهه ۱۹۶۰ میلادی و در پی تعامل میان تحولات کلیسای کاتولیک و جنبشهای اجتماعی و سیاسی آمریکای لاتین شکل گرفت.
وی افزود: شورای دوم واتیکان که از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ برگزار شد، در ایجاد تغییرات اساسی در رویکرد کلیسای کاتولیک و باز شدن مسیرهای تازه برای بازخوانی آموزههای دینی نقش داشت. پس از آن نیز نشست اسقفان آمریکای لاتین در مدئین کلمبیا در سال ۱۹۶۸، زمینه گسترش الهیات رهاییبخش را فراهم کرد.
آگوروسا ادامه داد: این جریان در آغاز، بیشتر در میان کاتولیکها شکل گرفت، اما در ادامه، برخی جریانهای پروتستان نیز به آن پیوستند. خاستگاه اصلی آن آمریکای لاتین بود؛ قارهای که با استعمار، فقر، نابرابری، سرکوب سیاسی و مداخلات خارجی روبرو بود.
وی خاطرنشان کرد: الهیات رهاییبخش، پاسخی از سوی مؤمنان کاتولیک و پروتستان به شرایط دشوار مردم آمریکای لاتین بود و تلاش میکرد بازگشتی به پیام عدالتخواهانه حضرت عیسی علیهالسلام و مفاهیم بنیادین انجیل داشته باشد.
پیوند دین و مبارزه اجتماعی
این پژوهشگر الهیات با اشاره به فضای سیاسی آمریکای لاتین در دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ میلادی گفت: در این دوره، جنبشهای انقلابی و مقاومتهای مردمی در کشورهایی چون کوبا، شیلی، آرژانتین، نیکاراگوئه، السالوادور و گواتمالا گسترش یافت و الهیات رهاییبخش نیز با این تحولات اجتماعی و سیاسی پیوند خورد.
وی افزود: در میان هواداران این جریان، دو گرایش اصلی دیده میشد؛ یک گرایش بر مقاومت مدنی، عدم خشونت و مبارزه اخلاقی تأکید داشت و گرایش دیگر با جنبشهای مسلحانه همراه شد. در هر دو گرایش، هدف اصلی، دفاع از مستضعفان و مقابله با نظامهای سرکوبگر بود.
آگوروسا با بیان اینکه بسیاری از فعالان و روحانیون وابسته به این جریان در آمریکای لاتین جان خود را از دست دادند، اظهار کرد: شهادت و فداکاری این افراد موجب شد گفتمان عدالتخواهی دینی در میان ملتها زنده بماند؛ زیرا خون شهیدان همواره میتواند زمینهساز تولد ایمان و آگاهی تازه باشد.
سه بحران الهیات رهاییبخش
وی در ادامه، بحرانهای تاریخی الهیات رهاییبخش را در سه محور دستهبندی کرد و گفت: نخستین مسئله، وابستگی بیش از حد این جریان به ساختار کلیسای کاتولیک و تأثیرپذیری آن از منازعات درونی واتیکان بود؛ مسئلهای که در مقاطعی، فاصله گرفتن نهاد رسمی کلیسا از جنبشهای مردمی را به دنبال داشت.
آگوروسا افزود: دومین بحران، وابستگی برخی جریانهای الهیات رهاییبخش به تحلیلها و الگوهای مارکسیستی بود. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکست یا تضعیف برخی جنبشهای چپگرای آمریکای لاتین، این وابستگی به بحرانی عمیق در این جریان انجامید.
وی سومین مسئله را «اروپا محوری» دانست و گفت: الهیات رهاییبخش، با وجود آنکه در قارهای تحت استعمار و ظلم شکل گرفت، همچنان تا اندازهای از مبانی فلسفی و الهیاتی اروپایی تأثیر میپذیرفت و نتوانست به طور کامل از این چارچوب عبور کند.
این اندیشمند اسپانیایی تصریح کرد: از نگاه من، یکی از خطاهای تاریخی الهیات رهاییبخش این بود که ظرفیت عظیم معنوی، نبوی و انقلابی انقلاب اسلامی ایران و دفاع ملت ایران در برابر تجاوز رژیم بعث عراق را به درستی نشناخت.
حسرت ناآشنایی با انقلاب اسلامی
وی با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: از نوجوانی با انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی حزب بعث عراق علیه ایران آشنا بودم؛ اما در آن زمان، شناخت درستی از ماهیت دینی و معنوی انقلاب اسلامی و مقاومت ملت ایران نداشتم.
آگوروسا افزود: بعدها دریافتم که ملت ایران با تقدیم هزاران شهید، برای استقلال، آزادی، حاکمیت الهی و دفاع از ارزشهای دینی ایستادگی کرده است؛ در حالی که بسیاری از جریانهای انقلابی و الهیاتی در غرب و آمریکای لاتین، این واقعیت را درک نکردند.
وی اظهار کرد: اگر متفکران الهیات رهاییبخش از وابستگیهای فکری خود فاصله میگرفتند و باب گفتگو با اندیشه انقلابی شیعه و انقلاب اسلامی ایران را میگشودند، امکان یک تحول کیفی در الهیات رهاییبخش فراهم میشد.
این پژوهشگر مستقل الهیات با اشاره به دیدارهای ارنستو کاردنال، شاعر و کشیش نیکاراگوئهای، با امام خمینی (ره) گفت: شخصیتهایی در آمریکای لاتین، ظرفیتهای معنوی و انقلابی انقلاب اسلامی را درک کرده بودند؛ اما در مجموع، این ارتباط و گفتگوی عمیق میان جریانهای رهاییبخش آمریکای لاتین و اندیشه سیاسی الهیاتی شیعه، به اندازه ظرفیت موجود گسترش نیافت.
تجربهای از مسیر تشیع
آگوروسا در بخش دیگری از سخنان خود، به مسیر تحول فکری و معنوی خویش اشاره کرد و گفت: از سنین نوجوانی در جنبشهای سیاسی و اجتماعی فعال بودم و به عنوان یک مبارز مسیحی، در پی جمع میان ایمان و عدالتخواهی بودم. الهیات رهاییبخش برای من این امکان را فراهم کرد که در برابر قرائتهای مادیگرایانه، مبارزه را با ایمان پیوند دهم.
وی ادامه داد: به دلیل فعالیتهای سیاسی، سالهایی را در زندان فرانسه گذراندم و در همان دوران با یکی از زندانیان ایرانی آشنا شدم که در مسیر آشنایی من با اسلام و معارف اهلبیت علیهمالسلام نقش مهمی ایفا کرد.
این اندیشمند اسپانیایی افزود: آشنایی با امام علی علیهالسلام و معارف شیعی، برای من تجربهای عمیق و تعیینکننده بود؛ تجربهای که مرا به پذیرش اسلام و بازخوانی مجدد نگاه خود به دین، عدالت، مقاومت و تاریخ رهاییبخشی انسان سوق داد.
وی گفت: من در سال ۲۰۰۱ میلادی به این جمعبندی رسیدم که میتوانم در عین حفظ پیشینه مسیحی و عدالتخواهانه خود، با پذیرش جایگاه پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و اهلبیت علیهمالسلام، مسیر فکری و عملی جدیدی را دنبال کنم.
مبانی الهیات وحدتگرا
آگوروسا با تبیین نظریه «الهیات وحدتگرای کنش رهاییبخش» اظهار داشت: این نظریه، حاصل تجربههای شخصی، مطالعات الهیاتی و تأمل در بحرانهای الهیات رهاییبخش است و بر این اصل استوار است که خداوند یگانه است، وحی الهی یک حقیقت واحد دارد و حرکت حقیقی برای رهایی انسان نیز باید در امتداد اراده الهی تعریف شود.
وی افزود: در زبان اسپانیایی، میان دو واژه مربوط به «وحی» و «انقلاب» نزدیکی معنایی و لفظی وجود دارد و من از این ظرفیت زبانی برای تبیین ارتباط میان وحی الهی و کنش رهاییبخش استفاده میکنم.
این پژوهشگر گفت: از منظر این نظریه، یک حقیقت دینیِ نورانی وجود دارد که در طول تاریخ از طریق پیامبران و اولیای الهی تجلی یافته است؛ ادیان و سنتهای دینی نیز میتوانند در نسبت با این حقیقت واحد فهم شوند، نه آنکه صرفاً واقعیتهایی جدا و بیارتباط با یکدیگر تلقی شوند.
وی با تأکید بر جایگاه ویژه وحی اسلامی بیان کرد: الهیات وحدتگرای کنش رهاییبخش باید از وحی نازلشده بر پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و معارف اهلبیت علیهمالسلام بهره گیرد و در عین حال، میراث پیامبران بنی اسرائیل و حضرت عیسی علیهالسلام را نیز در چارچوب گفتگویی الهیاتی مورد توجه قرار دهد.
پلی میان شرق و غرب
آگوروسا خاطرنشان کرد: این نظریه در پی ساختن پلی میان شرق و غرب است؛ پلی میان معارف اسلامی و شیعی از یک سو و زبان و تجربه الهیاتی مسیحی غربی از سوی دیگر.
وی افزود: هدف، ایجاد وحدت صوری یا نادیدهگرفتن تفاوتهای اعتقادی نیست، بلکه یافتن زمینهای برای همافزایی میان مؤمنان در مسیر عدالت، مقابله با سلطه، دفاع از مظلومان و حرکت به سوی حاکمیت ارزشهای الهی است.
این اندیشمند اسپانیایی با اشاره به نگاه مهدوی در نظریه خود اظهار کرد: من خود را در خدمت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میدانم؛ زیرا در نگاه اسلامی و مسیحی، انتظار برای آیندهای مبتنی بر پیروزی حق، عدالت و حاکمیت الهی، جایگاهی اساسی دارد.
وی در پایان تأکید کرد: موتور محرک کنش رهاییبخش در روزگار معاصر، انقلاب اسلامی ایران است؛ انقلابی که نشان داد دین میتواند در عرصه اجتماعی و سیاسی، منشأ مقاومت در برابر سلطه و حرکت به سوی عدالت باشد.
منبع/حوزه نیوز


