از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

ترسیم- از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

به گزارش خبرگزاری ترسیم نیوز، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و در ادامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

به بیان مهر، رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

بی‌بی‌سی در گزارشی از تناقض‌گویی‌های تازه دونالد ترامپ نوشت که در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا مدعی دستیابی به «توافقی بزرگ» با ایران و برگزاری قریب‌الوقوع مراسم امضای آن در اروپا شده، تهران تأکید کرده است که «هیچ چیز نهایی نشده است». اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گزارش‌ها درباره توافق را «گمانه‌زنی» خواند و تصریح کرد که آمریکا «درخواست‌های جدید و زیاده‌خواهانه‌ای» را مطرح کرده، اما ایران «از خطوط قرمز خود عدول نخواهد کرد».

بر اساس این گزارش، ترامپ تنها ساعاتی پس از تهدید به حمله «بسیار سخت» به ایران و تصرف جزیره خارگ، از لغو این حملات خبر داد و مدعی شد مذاکره‌کنندگان به «توافق بزرگی» دست یافته‌اند که بر اساس آن «ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت». این چرخش ناگهانی باعث سقوط ۴.۴ درصدی بهای نفت برنت به حدود ۸۹ دلار در هر بشکه شد.

بی‌بی‌سی می‌افزاید که این الگوی تکراری از سوی ترامپ پیش‌تر نیز در ۲۰ آوریل و ۲۷ مه مشاهده شده بود. در تحولات میدانی نیز سنتکام از انجام حملاتی به جنوب ایران خبر داد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز پایگاه‌های آمریکا در بحرین، کویت و اردن را هدف قرار داد. همچنین ارتش ایران در بیانیه‌ای هشدار داد که «یا صادرات نفت و گاز برای همه خواهد بود، یا برای هیچ‌کس». محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایران نیز رهبران آمریکا را از «راهبردهای اشتباه و تصمیمات شتابزده» برحذر داشت و هشدار داد که این مسیر «باتلاقی بی‌پایان» ایجاد خواهد کرد. در همین حال، سازمان ملل و کشورهای پاکستان، روسیه، چین، ترکیه، هند و عربستان خواستار تنش‌زدایی فوری شدند.

شورای آتلانتیک در تحلیلی به بررسی آخرین تحولات جنگ ایران پرداخت و با اشاره به چرخش ناگهانی ترامپ از تهدید به حمله به اعلام توافق، این پرسش را مطرح کرد که آیا این پایان جنگ است یا خیر. بر اساس این گزارش، ترامپ هدف خود از تشدید تنش‌های اخیر را وادار کردن ایران به پذیرش شروط آمریکا عنوان کرده، اما تحلیلگران این اندیشکده تصریح می‌کنند که «شرایطی که ترامپ را به آتش‌بس آوریل رساند، تغییری نکرده است» و او اساساً خواهان یک درگیری بی‌پایان نیست.

این تحلیل با اشاره به اینکه حتی یک توافق فوری نیز احتمالاً همه مسائل اساسی را حل نخواهد کرد، می‌افزاید که به گفته کارشناسان، این توافق به ایران اجازه خواهد داد تا به یک «وضعیت عادی جدید» دست یابد. هم‌چنین تهران به طرز «قابل توجهی» این ایده را ایجاد خواهد کرد که دیپلماسی آن می‌تواند اقدامات اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان را محدود کند.

شورای آتلانتیک همچنین به شکاف عمیق میان ترامپ و نتانیاهو اشاره می‌کند که نخست‌وزیر اسرائیل در برابر فشار آمریکا برای توقف حملات به لبنان مقاومت می‌کند و مذاکرات را به سمتی می‌بیند که به «حفظ دولت ایران همراه با تداوم برنامه هسته‌ای محدود» می‌انجامد. این اندیشکده در پایان پیش‌بینی می‌کند که ایالات متحده حداقل تا پایان دولت ترامپ مجبور به حفظ ناوگروه‌های هواپیمابر و سایر دارایی‌های نظامی خود در منطقه خواهد بود.

پایگاه تحلیلی کانورسیشن در گزارشی به تحلیل چرایی عقب‌نشینی دونالد ترامپ از تهدید به ازسرگیری جنگ علیه ایران پرداخت. به نوشته این رسانه، تداوم حملات آمریکا به قیمت از دست رفتن شرکای ارزشمند واشنگتن در حاشیه خلیج فارس تمام می‌شد. این تحلیل تصریح می‌کند که هر حمله ایران به تأسیسات آمریکایی در منطقه، این درس را برای پادشاهی‌های عرب خلیج فارس تقویت می‌کند که حضور پایگاه‌های آمریکایی در خاک آنها، به جای تأمین امنیت، آنان را به هدف تبدیل می‌کند.

کانورسیشن می‌افزاید که ترامپ اکنون با سه بحران هم‌زمان روبروست: تنگه هرمزی بسته، اقتصاد جهانی رو به افول، و شکست قریب‌الوقوع حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میاندوره‌ای نوامبر. رئیس‌جمهور آمریکا در چنین شرایطی به این امید دل بسته که بتواند ایران را تحت فشار قرار داده و به پذیرش توافق وادار کند. با این حال، این گزارش در پایان با لحنی صریح نتیجه‌گیری می‌کند که «شانس موفقیت این راهبرد بسیار اندک است.» این تحلیل نشان می‌دهد که محاسبات ترامپ بیش از آنکه بر پایه واقعیت‌های راهبردی میدانی باشد، بر پایه خوش‌بینی واهی و اضطرار سیاسی داخلی استوار است.

رسانه های عربی و منطقه ای

الجزیره در مقاله ای به قلم محمد کامل عمرو، به دلایل شکست اسرائیل از جنگ با ایران پرداخت و نوشت: اکنون و پس از گذشت بیش از سه ماه از آغاز تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، و همچنین برقراری آتش‌بسی که از ۸ آوریل گذشته آغاز شد، شاید زمان آن فرا رسیده باشد که ارزیابی جامعی از دستاوردها و زیان‌های طرف‌های درگیر انجام شود.

برای این منظور، ابتدا باید به اهدافی بازگردیم که آمریکا و اسرائیل در آغاز این حمله اعلام کرده بودند. در آن زمان ادعا می‌شد که ایران در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای قرار دارد؛ سلاحی که می‌تواند نه ‌تنها اسرائیل، بلکه خود ایالات متحده را نیز تهدید کند. بر همین اساس، گفته می‌شد که مقابله با این وضعیت مستلزم نابودی توانمندی‌های هسته‌ای ایران و همچنین حذف رهبران ارشد سیاسی، نظامی و فنی این کشور، در رأس آنها رهبر معظم انقلاب اسلامی، است. به باور طراحان این حمله، چنین اقدامی می‌توانست زمینه‌ساز تغییر نظام سیاسی مستقر پس از انقلاب اسلامی و جایگزینی آن با ساختاری متفاوت شود.

همچنین تأکید می‌شد که در کنار این اهداف، باید سایر ظرفیت‌های نظامی ایران نیز از میان برداشته شود؛ از جمله توانمندی‌های نیروی هوایی و دریایی، سامانه‌های موشکی و پهپادی، سکوهای پرتاب و به‌طور کلی زیرساخت‌ها و تأسیسات نظامی کشور.

با ظهور عامل جدیدی که به نظر می‌رسد در محاسبات اولیه آمریکا و اسرائیل جایگاهی نداشت ــ هرچند پیش‌بینی آن چندان دشوار نبود ــ معادلات جنگ ابعاد تازه‌ای پیدا کرد. این عامل، اقدام ایران در بستن تنگه هرمز بود؛ گذرگاهی راهبردی که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز مصرفی جهان و همچنین بخش قابل توجهی از کالاهای حیاتی اقتصاد جهانی، از جمله کودهای شیمیایی و مواد مورد نیاز بخش کشاورزی، از آن عبور می‌کند. در نتیجه، بازگشایی این آبراه برای کشتیرانی بین‌المللی، به‌ویژه برای ایالات متحده، به یکی از اهداف اصلی عملیات تبدیل شد.

در خصوص هدف تغییر نظام سیاسی ایران ــ که طبیعتاً مستلزم استقرار حکومتی همسو با آمریکا و اسرائیل بود ــ باید گفت که اگرچه در ساعات نخست حمله، شماری از مقام‌های بلندپایه کشور و در رأس آنان رهبر انقلاب اسلامی، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، هدف قرار گرفتند و پس از آن نیز تعدادی از فرماندهان و مسئولان ارشد نظامی، امنیتی و فنی در سطوح مختلف جان خود را از دست دادند، اما این تحولات نتوانست خلل محسوسی در ساختار حاکمیتی کشور ایجاد کند. به‌تدریج روشن شد که بدنه مدیریتی و فرماندهی جایگزین، که بخش عمده آن را نیروهای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با رویکردی سخت‌گیرانه‌تر تشکیل می‌دهند، به سرعت مسئولیت‌ها را بر عهده گرفته و در جایگاه‌های کلیدی مستقر شده‌اند.

عربی ۲۱ در یادداشتی با اشاره به اینکه عامل اصلی هرج و مرج و بی ثباتی در منطقه به شخص نتانیاهو و ترامپ بر می گردد نوشت: هیچ‌کس نمی‌تواند از این واقعیت چشم‌پوشی کند که مسئولیت اصلی تداوم جنگ‌های جاری علیه ایران، لبنان، غزه و کرانه باختری، بیش از هر چیز متوجه دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو است. این دو نه‌ تنها آغازگران این جنگ‌ها و تجاوزات بوده‌اند، بلکه نقش اصلی را نیز در استمرار درگیری‌ها، تشدید تنش‌ها و ناکامی تلاش‌ها برای دستیابی به آتش‌بس ایفا می‌کنند.

بر این اساس، ترامپ و نتانیاهو به‌عنوان ناقضان آشکار حقوق بین‌الملل و عاملان جنایات جنگی معرفی می‌شوند و در عمل به مهم‌ترین مانع در برابر خواست اکثریت کشورهای جهان و افکار عمومی بین‌اللی برای پایان دادن به جنگ و خروج فوری نیروهای اشغالگر تبدیل شده‌اند.

ترامپ از یک سو مذاکراتی را با شعار دستیابی به توافق با ایران آغاز می‌کند، اما از سوی دیگر قادر نیست پیامدهای چنین توافقی را بپذیرد؛ زیرا هر توافقی می‌تواند به‌ منزله پذیرش ضمنی موفقیت ایران و شکست سیاست‌های آمریکا تلقی شود؛ شکستی که خود او مسئول آن است. از این رو، وی میان دو زیان گرفتار شده است: زیان ادامه بحران و زیان عقب‌نشینی از مواضع پیشین.

در مقابل، نتانیاهو نیز تا زمانی که آمریکا تمامی ظرفیت و نفوذ خود را برای مهار او به کار نگیرد، با هیچ عامل بازدارنده‌ای روبه‌رو نیست. اما تحقق چنین فشاری تنها زمانی ممکن خواهد بود که یا سرنوشت سیاسی ترامپ نیز با نتانیاهو گره بخورد و هر دو با هم سقوط کنند، یا اینکه ترامپ برای حفظ خود، ناچار به قربانی کردن نتانیاهو شود.

این تناقض آشکار در رفتار و مواضع ترامپ، به باور نویسنده، زمینه‌ساز اتهاماتی شده است که او را فردی دچار آشفتگی روانی و حتی رفتارهای نزدیک به جنون سیاسی توصیف می‌کنند؛ موضوعی که در تغییرات مداوم مواضع، اظهارات متناقض و حملات لفظی او به متحدان اروپایی، کشورهای عربی و اسلامی، و حتی برخی شرکای آمریکا در آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا قابل مشاهده است؛ اظهاراتی که گاه به سطحی از بی‌پروایی و ابتذال سیاسی رسیده‌اند.

درباره نتانیاهو نیز نویسنده معتقد است که رفتارهای او را باید در چارچوب بن‌بست سیاسی و شخصی‌اش تحلیل کرد. او به‌خوبی می‌داند که بقای سیاسی‌اش به ادامه جنگ و تشدید درگیری‌ها گره خورده است؛ زیرا در صورت پایان جنگ، با پرونده‌های متعدد فساد و همچنین اتهامات مربوط به قصور در ارزیابی اطلاعات امنیتی پیش از عملیات «طوفان الاقصی» روبه‌رو خواهد شد؛ مسائلی که می‌توانند به منزله «حکم اعدام سیاسی» برای او باشند.

از این منظر، جهان امروز با وضعیتی مواجه است که در آن «جنون سیاسی» نتانیاهو حتی از ترامپ نیز خطرناک‌تر ارزیابی می‌شود. ترامپ در نهایت ممکن است در برابر فشارهای داخلی آمریکا، فشارهای منطقه‌ای از سوی کشورهای عربی و اسلامی، فشارهای بین‌المللی و همچنین ناکامی‌های نظامی و سیاسی در برابر ایران ــ به‌ویژه در پرونده تنگه هرمز، روند مذاکرات با میانجیگری پاکستان و قطر، یا شکست احتمالی هرگونه اقدام نظامی جدید ــ ناچار به عقب‌نشینی شود.

اما نتانیاهو چنین گزینه‌ای در اختیار ندارد و تنها راه بقای خود را در ادامه جنگ می‌بیند. از این رو، تنها زمانی می‌توان انتظار مهار او را داشت که ترامپ تصمیم بگیرد از تمام توان سیاسی و اقتصادی آمریکا برای اعمال فشار بر وی استفاده کند؛ امری که تحقق آن همچنان با تردیدهای جدی روبه‌روست.

المیادین در گزارشی با استناد به مواضع کارشناسان حقوق بین الملل به تشریح جنایت های آمریکا در هدف قرار دادن زیرساخت های مدنی ایران اشاره کرد و نوشت: کارشناسان نظامی و حقوقی اعلام کرده‌اند که حملات نظامی که به دو تأسیسات ذخیره آب در جنوب ایران آسیب وارد کرده است، مصداق «جنایت جنگی» است.

روزنامه بریتانیایی «گاردین» نوشت این موضوع از منظر حقوق بین‌الملل اهمیت بسیار بالایی پیدا می‌کند. در همین زمینه، «برایان فینوکین» ــ وکیل پیشین وزارت خارجه آمریکا ــ اظهار داشت: هر هدفی یا ماهیت نظامی دارد یا غیرنظامی؛ حمله به هدف نظامی قانونی است، اما هدف قرار دادن تأسیسات غیرنظامی می‌تواند جنایت جنگی محسوب شود.

همزمان، برخی قانون‌گذاران آمریکایی نیز درباره تداوم استفاده رئیس‌جمهور آمریکا از نیروی نظامی علیه ایران ابراز نگرانی کرده و نسبت به پیامدهای گسترش حملات به زیرساخت‌های حیاتی، به‌ویژه تأسیسات آب، هشدار داده‌اند.

“تیم کین” سناتور ایالت ویرجینیا در این باره گفت: ایران هم‌اکنون یکی از کشورهایی است که با بحران شدید کمبود آب مواجه است و ما نیز در اوج فصل تابستان قرار داریم. قطع آب مورد نیاز غیرنظامیان می‌تواند پیامدهای انسانی بسیار سنگینی به همراه داشته باشد. چه این اتفاق ناشی از خطای هدف‌گیری باشد و چه اقدامی عمدی، در هر صورت موضوعی ساده و قابل اغماض نیست.

رسانه های چین و روسیه

وب‌سایت شبکه چایناگلوبال (CGTN) در گزارشی با عنوان «ترامپ حملات علیه ایران را لغو کرد و از توافق قریب‌الوقوع خبر داد» نوشت: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرده است که تصمیم به لغو حملات نظامی برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران گرفته و در عین حال از نزدیک بودن توافقی برای پایان دادن به جنگ خبر داده است. به گفته او، مذاکرات با ایران به سطح عالی در ساختار رهبری این کشور رسیده و از سوی طرف ایرانی نیز مورد تأیید قرار گرفته است.

ترامپ مدعی شده که جزئیات توافق در مراحل نهایی قرار دارد و آمریکا همراه با برخی متحدان منطقه‌ای، از جمله اسرائیل، بر سر چارچوب کلی آن به تفاهم رسیده است. او همچنین احتمال برگزاری مراسم امضای توافق در اروپا طی روزهای آینده را مطرح کرده است. با این حال، هیچ تأیید رسمی از سوی ایران درباره نهایی شدن توافق منتشر نشده و مقام‌های ایرانی اعلام کرده‌اند که هنوز تصمیم قطعی در این زمینه اتخاذ نشده و بخش‌هایی از این خبر در حد گمانه‌زنی است.

در همین حال، منابع اسرائیلی نیز گزارش داده‌اند که تل‌آویو از نهایی شدن چنین توافقی مطلع نشده و همچنان نسبت به مفاد احتمالی آن، به‌ویژه در حوزه‌های هسته‌ای و موشکی، نگرانی جدی دارد. گزارش همچنین به تغییر موضع‌های سریع و متناقض ترامپ اشاره می‌کند؛ از تهدید به تشدید حملات نظامی تا اعلام توقف عملیات و حرکت به سمت توافق.

در جمع‌بندی این گزارش تأکید شده است که با وجود نشانه‌هایی از پیشرفت در مسیر دیپلماسی، فضای کلی همچنان بسیار شکننده است و سرنوشت توافق احتمالی به تأیید نهایی و هماهنگی کامل میان طرف‌های درگیر وابسته خواهد بود.

راشاتودی روسیه در گزارشی با عنوان «خاورمیانه در آتش است؛ صدای عقلانیت شاید از جایی غیرمنتظره برخیزد» نوشت: تشدید رویارویی میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، اتحادیه آفریقا را در برابر آزمونی مهم برای دفاع از اصول حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل قرار داده است. با این حال، شماری از کارشناسان آفریقایی معتقدند این نهاد نتوانسته از این فرصت برای تثبیت جایگاه خود به عنوان مدافع حاکمیت کشورها و نظم حقوقی بین‌المللی استفاده کند.

به نوشته این رسانه، منتقدان عملکرد اتحادیه آفریقا بر این باورند که واکنش این نهاد به حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران محتاطانه و کم‌رنگ بوده، اما در مقابل، پاسخ ایران با صراحت بیشتری مورد انتقاد قرار گرفته است. از نگاه آنان، چنین رویکردی نوعی برخورد دوگانه با اصولی است که خود اتحادیه آفریقا همواره بر ضرورت رعایت آنها تأکید داشته است.

کارشناسان مورد استناد گزارش می‌گویند اتحادیه آفریقا باید به‌صراحت نقض اصل منع توسل به زور و تعرض به حاکمیت کشورها را محکوم می‌کرد و درباره مشروعیت حملات صورت‌گرفته علیه ایران پرسش‌های جدی مطرح می‌ساخت. آنها تأکید دارند که بی‌طرفی میان متجاوز و کشوری که هدف حمله قرار گرفته، در نهایت به تضعیف قواعد حقوق بین‌الملل منجر می‌شود.

در ادامه گزارش آمده است که آفریقا برای ایفای نقش مؤثرتر در نظام جهانی باید معیارهای حقوقی واحدی را در قبال همه بازیگران به کار گیرد و بدون توجه به ملاحظات سیاسی، هرگونه نقض حاکمیت ملی را محکوم کند. نویسنده نتیجه می‌گیرد که در شرایط آشفتگی کنونی جهان، آفریقا این ظرفیت را دارد که به مدافع اصلی اصولی چون حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و مخالفت با استفاده از زور تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه مواضعی مستقل، منسجم و مبتنی بر قانون اتخاذ کند.

لینک کوتاه خبر:

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پست های مرتبط

Picture of ترسیم نیوز-ترسیم خبر

ترسیم نیوز-ترسیم خبر

آنان که رهسپار دیار هنر شدند
یابنده بصیرت و صاحب نظر شدند

واقف به کار عقل شدند و به سر عشق
آنان که اهل دانش و اهل هنر شدند

تصویر روز: