سیره رضوی یادآور آن است که اصلاح فضای فکری، تنها از مسیر ارتقای توان تحلیل، تعمیق قدرت استدلال و فراهم کردن امکان گفت ‌وگوی روشن و محترمانه ممکن است. روشی که نه تنش‌زا است و نه تقابل‌آفرین، بلکه با آرام‌سازی فضا و گشودن راه تفاهم، به درک متقابل و کاهش سوء برداشت‌ها کمک می‌کند.

ترسیم نیوز – عضو هیات علمی گروه تاریخ اسلام دانشکده مطالعات اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب گفت: سیره رضوی یادآور آن است که اصلاح فضای فکری، تنها از مسیر ارتقای توان تحلیل، تعمیق قدرت استدلال و فراهم کردن امکان گفت ‌وگوی روشن و محترمانه ممکن است. روشی که نه تنش‌زا است و نه تقابل‌آفرین، بلکه با آرام‌سازی فضا و گشودن راه تفاهم، به درک متقابل و کاهش سوء برداشت‌ها کمک می‌کند.

دکتر سید محمد حسینی در گفت وگو با شفقنا ضمن تبریک دهه کرامت و فرارسیدن میلاد امام علی بن موسی الرضا (ع) اظهار داشت: وقتی به فضای سیاسی حیات امام رضا علیه السلام بویژه دوره حکومت مامون نگاه می‌کنیم، اهمیت راهبرد اتخاذ شده توسط امام رضا (ع) بیشتر روشن‌تر می‌شود. مأمون عباسی پس از جنگ داخلی با امین، نه‌ فقط جغرافیایی فرسوده و ازهم‌گسیخته را تحویل گرفت، بلکه با بحران مشروعیت نیز روبه‌رو بود. بحران از آن‌رو که قتل امین در بغداد، بخش بزرگی از جامعه عباسی را نسبت به او بدبین کرده و شورش‌های علویان در حجاز، یمن، کوفه و طبرستان نیز بیانگر این حقیقت بود که مشروعیت خلافت در حال لغزش است.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی، اندیشه سیاسی مأمون که آمیخته‌ای از علاقه به مناظرات کلامی، نوعی گرایش به برتری علمی اهل‌بیت (ع) و نیاز شدید به بازسازی چهره خلافت بود، او را به سمت طرحی سوق داد که بتواند هم اهل‌بیت را در ساختار خلافت جذب کند و هم شورش‌ها را بخواباند. این طرح همان پیشنهاد ولایتعهدی بود. پیشنهادی که در ظاهر جذاب، و در واقع تله‌ای سیاسی برای مشروعیت‌سازی تلقی می‌شد.

ولایتعهدی امام رضا (ع) فرصتی برای کاهش فشارهای امنیتی بر جامعه شیعه بود

وی واکنش امام رضا (ع) به این پیشنهاد را نقطه اوج عقلانیت راهبردی دانست و گفت: امام از ابتدا مخالف پذیرش بودند و منابع تاریخی تصریح می‌کنند که مأمون تا مرز تهدید و اعمال فشار پیش رفت. آنچه امام انجام داد، تبدیل یک اجبار سیاسی به فرصت تاریخی بود. فرصتی برای بازتعریف جایگاه علمی اهل‌بیت(ع) در فضای رسمی حکومت و کاهش فشارهای امنیتی بر جامعه شیعه. در همین دوره است که امام، بدون اینکه کوچک‌ترین دخالتی در اداره دولت بپذیرند، از جایگاه ظاهری ولایتعهدی به‌عنوان یک فرصت برای تثبیت شرایط شیعیان استفاده کردند:

احیای سنت مناظره علمی و تثبیت برتری معرفتی اهل‌بیت بر سایر جریان‌های فکری؛
کاهش خفقان سیاسی علیه شیعیان، تا جایی که بسیاری از اصحاب و راویان توانستند آزادانه‌تر رفت‌وآمد کنند و حلقه‌های علمی در خراسان و سایر شهرها شکل بگیرد.
گسترش شبکه وکالت. شبکه‌ای که سال‌ها پیش از امام رضا پایه‌گذاری شده بود، اما در دوران ایشان به دلیل کاهش فشارهای عباسیان، توسعه‌ای کم‌سابقه یافت و بعدها در دوران امام هادی (ع) و عسکری (ع) به ستون فقرات ارتباطی شیعه تبدیل شد.
عضو هیات علمی گروه تاریخ اسلام دانشکده مطالعات اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب تصریح کرد: در واقع، ولایتعهدی به امام امکانی داد که در ظاهر سیاسی نبود، اما در باطن کاملا راهبردی بود یعنی بازسازی فضا برای تحکیم نهاد علمی و تشکیلاتی شیعه. این همان جایی است که مورخ می‌بیند تصمیم امام نه همراهی با قدرت، بلکه مهندسی بود برای آینده جامعه شیعی که بر پایه استدلال علمی، شبکه ارتباطی کارآمد و هویت دینی منسجم شکل گیرد.

وی افزود: از ثمرات قابل توجه این دوره، تغییر نگاه عمومی جامعه به جایگاه علمی و اخلاقی اهل ‌بیت (ع) است. حضور امام در مناظرات رسمی، آن هم در دربار مأمون، به ‌شدت بر ذهنیت نخبگان و حتی متکلمان غیرشیعه اثر گذاشت. بازتاب این اثر را بعدها در رشد مدارس شیعی، تقویت جریان حدیثی، و افزایش نفوذ فرهنگی اهل‌بیت (ع) در ایران و شرق عالم اسلام می‌توان مشاهده کرد. این رشد به گونه ای بود که می توان گفت بدون آن رخداد تاریخی و مواضع امام، شاید به این سرعت رخ نمی‌داد.

امام در برابر مأمون با نوعی محاسبه‌گری راهبردی ظاهر شدند

وی درباره ترسیم مرز میان تعامل با قدرت سیاسی و حفظ اصول و استقلال دینی در سیره رضوی عنوان کرد: از نگاه تاریخ سیاسی، نقطه تمایز رهبری امام رضا (ع) در همین توانایی ظریف تنظیم فاصله با قدرت است. فاصله‌ای نه آن‌قدر دور که صدای حق‌طلبانه گروه های شیعی خاموش شود و نه آن‌قدر نزدیک که در سازوکار خلافت هضم گردد. امام در برابر مأمون با نوعی محاسبه‌گری راهبردی ظاهر شدند. یعنی حضور را به عنوان ابزار مدیریت بحران پذیرفتند اما مشروعیت‌بخشی خلافت عباسی را نپذیرفتند. معنای این رفتار در زبان سیاست آن دوران روشن بود. امام با پذیرش مشروط ولایتعهدی، به دربار وارد شدند اما نه به عنوان شریک سیاسی در قدرت بلکه به عنوان ناظر اخلاقی و مرجع فکری که قواعد بازی قدرت را از بیرون نقد می‌کند. همین ظرافت باعث شد دستگاه خلافت نتواند از این حضور به عنوان سرمایه تبلیغاتی خویش بهره‌برداری کند. در حالی که امام توانستند فضای عمومی را از انحصار گفتار عباسیان به نفع شیعیان خارج کنند.

آقای حسینی بیان کرد: نتیجه این راهبرد، شکل‌گیری الگویی بی‌سابقه از تعامل کم‌هزینه و اثرگذاری بلندمدت بود. جامعه شیعی در پرتو این الگو، نه منزوی شد و نه جذب ساختار قدرت بلکه با حفظ استقلال هویتی، فرصت یافت شبکه علمی، ارتباطی و فرهنگی خود را توسعه دهد. به بیان دیگر، سیره امام رضا(ع) نشان داد که در شرایط سیاسی پیچیده، استقلال دینی تنها با تقابل مستقیم حفظ نمی‌شود؛ گاه با حضور حساب‌شده، کنترل‌شده و مرزبندی‌شده مؤثرتر حفظ می‌گردد. این خوانش، در تاریخ تشیع نوعی بلوغ فکری در نسبت میان واقع‌بینی سیاسی و پایبندی به اصول پدید آورد و بعدها مبنای شیوه‌های مواجهه ائمه بعدی و نخبگان شیعه با قدرت‌های سیاسی زمانه شد.

امام رضا(ع) به جای نفی شتاب‌زده، میدان بحث علمی و آزاد را تقویت می‌کردند

وی درباره مواجهه امام رضا(ع) با جریان‌های فکری انحرافی و الگوگیری از آن در دنیای امروز گفت: الگوی فکری امام رضا(ع) برای جهان امروز بر تقویت ظرفیت گفت‌وگو و ارتقای آگاهی عمومی استوار است. تجربه تاریخی آن حضرت نشان می‌دهد که مواجهه با برداشت‌های نادرست و گرایش‌های فکری آسیب‌زا نه با واکنش‌های احساسی بلکه با منطق علمی و پاسخ‌های آرام و روشن به پرسش‌های بنیادین به نتیجه می‌رسد. امام رضا(ع) به جای نفی شتاب‌زده، میدان بحث علمی و آزاد را تقویت می‌کردند تا استدلال درست و فهم صحیح، خود زمینه اصلاح اندیشه‌ها را فراهم سازد.

فضای فکری با فراهم کردن امکان گفت ‌وگوی روشن و محترمانه اصلاح می شود

وی ادامه داد: این رویکرد، پیامی فرهنگی برای امروز ما دارد بدین معنا که جامعه‌ای که به گفت ‌وگوی سازنده و تبیین علمی بها دهد در برابر بحران‌های فکری و تعارض‌های فرهنگی مقاوم‌تر می‌شود. سیره رضوی یادآور آن است که اصلاح فضای فکری، تنها از مسیر ارتقای توان تحلیل، تعمیق قدرت استدلال و فراهم کردن امکان گفت ‌وگوی روشن و محترمانه ممکن است. روشی که نه تنش‌زا است و نه تقابل‌آفرین، بلکه با آرام‌سازی فضا و گشودن راه تفاهم، به درک متقابل و کاهش سوء برداشت‌ها کمک می‌کند. نمونه‌های تاریخی این شیوه را می‌توان در مناظرات امام رضا (ع) با متفکران و عالمان ادیان گوناگون دید. مناظراتی که در منابعی چون «عیون اخبار الرضا» و «التوحید» تألیف مرحوم شیخ صدوق ثبت شده و بیانگر عمق علمی و استدلالی آن حضرت است. گفت‌وگوهای ایشان با جاثلیق مسیحی، رأس‌الجالوت یهودی، عمران صابی و سلیمان مروزی که غالبا در فضای علمی دربار مأمون صورت گرفت، نشان می‌دهد چگونه امام با شناخت زبان و منطق هر آیین، حقیقت را با استدلال، احترام و آرامش روشن می‌ساختند؛ این مهم می تواند به عنوان الگوی راهنمای گفت ‌وگوهای میان‌فرهنگی و میان‌دینی در جهان امروز باشد.

روش توضیح گری تدریجی حضرت کمتر مورد توجه قرار گرفته است

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب درباره ظرفیت های سیره رضوی برای تقویت گفت‌وگوی بین‌ادیان و تعاملات فرهنگی در جهان معاصر گفت: سیره رضوی از این جهت که تجربه‌ای عملی از هم‌نشینی آرام، سنجیده و واقع‌بینانه با دیگری است، ظرفیت‌های مهمی برای تقویت گفت ‌وگوی بین‌ادیان و تعاملات فرهنگی در جهان امروز فراهم می‌آورد. در روایت‌های تاریخی دیده می‌شود که امام رضا(ع) هنگام مواجهه با پیروان ادیان مختلف، پیش از هر استدلالی، کوشیدند فضای ارتباطی امن و عاری از پیش‌داوری پدید آورند. فضایی که در آن، نه تنها پرسشگری و بیان دیدگاه، تهدید تلقی نمی‌شد بلکه همین مهارت در ایجاد میدان مشترک، را می توان نخستین شرط گفت‌وگوی بین‌ادیانی در جامعه معاصر دانست.

وی گفت: یکی از ویژگی‌های کمتر مورد توجه، روش توضیح‌گری تدریجی آن حضرت است. یعنی اینکه به‌جای ورود مستقیم به نقاط اختلاف، از مفاهیم بنیادین و قابل فهم برای هر دو طرف آغاز می‌کرد و سپس به لایه‌های تخصصی‌تر می‌رسید. این سبک از تبیین، که در برخی گزارش‌های موجود در منابع روایی منعکس شده است می‌تواند الگوی عملی برای گفت‌وگوهای بین‌فرهنگی باشد. گفت‌وگوهایی که نیازمند زبانی روشن، میانجی‌گر و قابل انتقال به مخاطب جهانی‌اند.

امام رضا (ع) به دنبال بازسازی چشم‌انداز فکری مخاطب در تعاملات بین ادیانی بود

وی اظهار داشت: افزون بر این، سیره رضوی نشان می‌دهد که گفت ‌وگوی بین‌ادیان تنها زمانی به تعامل فرهنگی منجر می‌شود که از سطح جدل نظری فراتر رود و به شناخت پایدار از نظام فکری طرف مقابل تبدیل شود. امام رضا(ع) به جای برخورد خطابی، تلاش می‌کردند چشم‌انداز فکری مخاطب را بازسازی کنند. یعنی ابتدا نشان دهند که دغدغه‌ها، پرسش‌ها و حساسیت‌های فکری هر جامعه چیست، و سپس در چارچوب همان چشم‌انداز سخن بگویند. این توان در تفاهم، در جهان متکثر امروز می‌تواند مبنای گفت‌ وگوهای میان‌دینی، دانشگاهی و فرهنگی باشد چرا که به جای تکرار مواضع ثابت، امکان تبادل معانی و تجربه‌های انسانی را فراهم می‌کند.

سیره رضوی ظرفیت استفاده به عنوان یک الگوی ارتباطی میان‌فرهنگی را دارد

حسینی در پایان تاکید کرد: سیره رضوی ظرفیت آن را دارد که به عنوان یک الگوی ارتباطی میان‌فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. در این الگو عناصر اصلی آن «شنیدن پیش از سخن‌گفتن»، «بیان استدلال در قالب قابل ‌فهم برای دیگران»، و «تبدیل مواجهه فکری به فرصت شناخت متقابل» است و اگر در عرصه های بین المللی معاصر به‌کار گرفته شود، می‌تواند به «کاهش فاصله‌های دینی و فرهنگی»، «افزایش اعتماد متقابل» و«شکل‌گیری شبکه‌های پایدارهمکاری میان جوامع» کمک کند.

لینک کوتاه خبر:

پست های مرتبط

Picture of ترسیم نیوز-ترسیم خبر

ترسیم نیوز-ترسیم خبر

آنان که رهسپار دیار هنر شدند
یابنده بصیرت و صاحب نظر شدند

واقف به کار عقل شدند و به سر عشق
آنان که اهل دانش و اهل هنر شدند

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

تصویر روز: