ترسیم- از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی بر متجاوزان تحمیل شد.
خبرگزاری ترسیم نیوز به نقل از مهر، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
نشریه تایم در تحلیلی به قلم جفری سوننفلد و استیون تیان نوشت که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جنگ ایران به دیواری سخت برخورد کرده و توافق اولیه با تهران چیزی جز یک «تسلیم خیرهکننده آمریکایی» نیست. به نوشته این نشریه، ترامپ در حالی مدعی پیروزی است که تمامی اهداف اعلامی خود از جمله «تسلیم بیقید و شرط»، تغییر حکومت، نابودی توان موشکی، توقیف اورانیوم غنیشده و پایان حمایت از گروههای مقاومت را ناکام گذاشته است.
این تحلیل با اشاره به هزینه ۱۳۲ میلیارد دلاری جنگ و شهادت ۳۳۷۵ ایرانی از جمله ۱۷۵ دانشآموز، تصریح میکند که توافق اولیه نه تنها زرادخانه عظیم موشکی ایران را دستنخورده باقی گذاشته، بلکه به ایران حق اخذ عوارض از تنگه هرمز، وعده ۳۰۰ میلیارد دلار کمک بازسازی و لغو تحریمها را نیز اعطا کرده است.
تایم در ادامه، رفتار ترامپ را با استناد به کتاب جدید نویسندگان تشریح میکند: او با استفاده از «تأثیر خفته» (تکرار مداوم یک دروغ تا تبدیل شدن به حقیقت)، تغییر دادن مداوم معیارهای موفقیت، و ایجاد «ماشین حواسپرتی دائمی»، شکست را به پیروزی جلوه میدهد. نخستین واکنش او پس از امضای توافق در کاخ ورسای این بود: «نفت پایین، سهام بالا.» تحلیلگران نتیجه میگیرند که ترامپ با محور قرار دادن بازارهای مالی و فرار از فشارهای انتخاباتی، واقعیت راهبردی را قربانی بقای سیاسی خود کرده است.
شبکه سیانبیسی در گزارشی اعلام کرد که دولت آمریکا معافیتهای گستردهای از تحریمهای نفتی ایران صادر کرده که به تهران امکان دسترسی مستقیم به میلیاردها دلار درآمد نفتی را میدهد. بر اساس این گزارش، مجوز جدید به ایران اجازه میدهد که وجوه حاصل از فروش نفت را مستقیماً به حسابهای بانک مرکزی خود دریافت کند و هزینههای مبادلاتی که پیشتر از طریق واسطههای بانکداری سایه تحمیل میشد را کاهش دهد.
سیانبیسی به نقل از تحلیلگران میافزاید که با مجاز شدن تسویه دلاری، انتظار میرود چین خریدهای نفت ایران را «به شدت افزایش دهد» و یک «چرخه سریع پر کردن ذخایر» آغاز شود. چین در حال حاضر حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را خریداری میکند و واردات نفت خام این کشور بین فوریه تا مه به میزان بیسابقه ۴.۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافته بود.
این شبکه اقتصادی تصریح میکند که ایران احتمالاً از این پنجره ۶۰ روزه برای تعمیر تأسیسات نفتی آسیبدیده در جنگ و انعقاد قراردادهای بلندمدت با خریداران چینی استفاده خواهد کرد. مایکل فلر، استراتژیست ارشد در مؤسسه «راهبرد ژئوپلیتیک»، این تحول را «تقویتی عظیم برای ایران، هم برای اقتصادش و هم برای احساس پیروزیاش» توصیف کرد. با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که علائم افزایش خرید هنوز آشکار نشده و خریداران چینی در حال انجام بررسیهای انطباق داخلی هستند. در نهایت، دسترسی به شبکههای بانکی واسطهای که پیشتر باید دور زده میشدند، اصطکاک اصلی بانکی محدودکننده حجم معاملات را از میان برداشته است.
شبکه سیانان در گزارشی از افزایش تدریجی ترافیک کشتیرانی در تنگه هرمز همزمان با گشایشهای دیپلماتیک خبر داد و نوشت که طی ۲۴ ساعت دستکم ۲۴ کشتی تجاری از این آبراه عبور کردهاند، هرچند این میزان همچنان بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ است. بر اساس این گزارش، محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، اعلام کرد که ایران و عمان یک «کمیته مشترک برای بررسی موضوع تنگه هرمز» تشکیل دادهاند.
سیانان میافزاید که بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، نیز از گفتگوهای «سازنده» با قالیباف درباره بند مربوط به تنگه هرمز در یادداشت تفاهم ایران و آمریکا خبر داد و تأکید کرد که طرفین «پایبندی به حقوق بینالملل و عبور ایمن بدون عوارض» را مورد تأکید قرار دادهاند. با این وجود، شرکتهای کشتیرانی به دلیل سیگنالهای متناقض درباره توافق و حضور دهها مین در آبراه، همچنان محتاط هستند.
این شبکه آمریکایی همچنین به گزارشهای متناقض درباره نظارت هستهای اشاره میکند. بر اساس توافق، یک «خط تلفن ویژه» میان ایران و آمریکا برای تنگه هرمز ایجاد شده تا از «بروز سوءتفاهمها پیشگیری و آنها را حل و فصل کند». این اقدامات در حالی صورت میگیرد که واشنگتن مدعی شده ایران بازرسان هستهای را به داخل کشور خواهد پذیرفت، ادعایی که از سوی تهران رد شده است. این گزارش نشان میدهد که با وجود پیشرفتهای دیپلماتیک، اعتماد متقابل همچنان شکننده است.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای مسیر تاریخی تنش میان آمریکا و ایران را بررسی و ریشههای آن را از بعد پیروزی انقلاب اسلامی تا درگیریهای اخیر دنبال میکند. نویسنده معتقد است از نگاه آمریکا، اقدامات استقلال طلبانه ایران در دهههای گذشته، باعث شکلگیری تصویری منفی از ایران شده است.
به باور مقاله، دولت ترامپ تصور میکرد حملات نظامی شدید در سال ۲۰۲۵ میتواند ایران را مجبور به تغییر رفتار و پذیرش مذاکرات کند، اما غرور ملی و محاسبات سیاسی تهران مانع این امر شد. پس از درگیری نظامی و خسارتهای گسترده، دو طرف دوباره وارد مذاکرات شدند و به یک تفاهم اولیه رسیدند.
این مقاله مدعی است که بر اساس این توافق، ایران باید فعالیتهای هستهای حساس خود از جمله ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده را محدود کند، در مقابل آمریکا تحریمها را کاهش داده و زمینه سرمایهگذاری و بازسازی ایران را فراهم کند. همچنین باز شدن تنگه هرمز و توقف اقدامات نظامی متقابل از بندهای مهم توافق است.
نویسنده معتقد است هر دو طرف از توافق سود میبرند، اما خطر اصلی از سوی مخالفان داخلی در آمریکا و ایران و همچنین اسرائیل است؛ زیرا ممکن است اقدامات اسرائیل روند مذاکرات را مختل کند. در پایان، مقاله هشدار میدهد که آینده این تفاهم به توانایی طرفین برای مقاومت در برابر فشارهای سیاسی و ادامه گفتوگوها بستگی دارد.
المیادین در مقاله با طرح این سؤال که آیا توافق آمریکا و ایران میتواند اسرائیل را وارد مرحله پاسخگویی سیاسی کند و پس از هزینههای سنگین نظامی، اقتصادی و سیاسی جنگ با ایران و حزبالله، چه دستاوردی برای اسرائیل باقی مانده است، می نویسد که نتیجه جنگها نه با حجم حملات، بلکه با وضعیت سیاسی پس از پایان آنها سنجیده میشود؛ یعنی اینکه چه کسی توانسته شروط خود را در میز مذاکره تحمیل کند.
بر اساس این تحلیل، توافق آمریکا و ایران نشان میدهد که بسیاری از اهداف اعلامشده اسرائیل تحقق نیافته است؛ حزبالله همچنان بخشی از معادله منطقهای باقی مانده، ایران از صحنه کنار نرفته و تغییر اساسی در جایگاه آن رخ نداده است. همچنین تأکید بر حاکمیت لبنان میتواند اسرائیل را با فشار برای خروج از مناطق اشغالی روبهرو کند.
نویسنده میگوید مهمترین ضربه برای دولت نتانیاهو، تغییر رویکرد آمریکا از تقابل نظامی به مذاکره با ایران است؛ زیرا اسرائیل انتظار داشت فشار علیه تهران ادامه یابد. این موضوع شکاف میان دیدگاه واشنگتن و دولت نتانیاهو درباره آینده منطقه را آشکار کرده است.
در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که جنگی که با هدف تغییر خاورمیانه آغاز شد، ممکن است به جای پیروزی نظامی اسرائیل، به مرحلهای از بازخواست سیاسی داخلی برای نتانیاهو تبدیل شود؛ زیرا قدرت نظامی نتوانست تحولات سیاسی مورد انتظار اسرائیل را ایجاد کند.
الشرق الاوسط در مقاله ای با طرح این پرسش که در توافق اخیر میان آمریکا و ایران، کدام طرف بیشتر به پیروزی نیاز دارد، این توافق را بیشتر از آنکه یک حلوفصل نهایی بداند، یک توقف موقت و آغاز دورهای ۶۰ روزه برای مذاکره می داند و می نویسد: مسئله اصلی یعنی برنامه هستهای ایران همچنان حلنشده باقی مانده و هر دو طرف روایت متفاوتی از مفاد توافق ارائه میکنند؛ آمریکا آن را محدود کردن توان هستهای ایران میداند و ایران تأکید دارد که حق غنیسازی خود را حفظ کرده است.
این مقاله مدعی است که پس از حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران، تهران از موضع آسیبدیده وارد مرحله مذاکره شده و تلاش میکند زمان بخرد، در حالی که واشنگتن از نمایش قدرت نظامی به مدیریت سیاسی نتایج آن روی آورده است. هر دو طرف برای حفظ اعتبار داخلی خود نیازمند پیروزی هستند؛ ترامپ به دنبال ارائه یک دستاورد سیاسی است و ایران میخواهد آن را عقبنشینی نشان ندهد.


