فرانسه و آلمان که اخیرا در نشریه پولیتیکو، با عنوان «چرا در پی بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران هستیم؟»، منتشر شد، تلاشی آشکار برای یک‌سویه‌سازی روایت درباره پرونده هسته‌ای ایران بود.
ترسیم نیوز – یادداشت: مقاله مشترک وزرای خارجه بریتانیا، فرانسه و آلمان که اخیرا در نشریه پولیتیکو، با عنوان «چرا در پی بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران هستیم؟»، منتشر شد، تلاشی آشکار برای یک‌سویه‌سازی روایت درباره پرونده هسته‌ای ایران بود. درحالیکه در این مقاله درباره افزایش ذخایر اورانیوم، محدودیت همکاری با آژانس و تهدیدات امنیتی ایران تأکید شده، واقعیت‌های مهم پرونده‌ هسته‌ای کشورمان به‌‌طورکلی نادیده گرفته شده است.
زهرا اصغری – کارشناس مسائل بین‌الملل
خروج آمریکا از برجام
سه وزیر اروپایی، در این مقاله، به واقعیت‌های بنیادین که شرایط فعلی را رقم زده‌اند، هیچ اشاره‌ای نکرد‌ه‌اند. درحالیکه خروج یک‌جانبه دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ که عملاً توافقی که با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت رسمیت یافته بود، را از کار انداخت و ایران را در عمل بدون بهره‌مند شدن از منافع اقتصادی رها کرد، اما اروپا و آمریکا به بهانه عدم رعایت تعهدات هسته‌ای تحت برجام، ایران را تحت فشار‌های سیاسی و حقوقی قرار دادند. سکوت اروپا در برابر این نقض بزرگ و همچنین ناتوانی‌‌شان در اجرای سازوکار اینستکس و همزمان اعمال تحریم‌ به بهانه‌های مختلف، اعتماد تهران را به‌شدت خدشه‌دار کرد.
نادیده گرفتن حقوق مشروع ایران
اروپایی‌ها در مقاله خود تاکید دارند که غنی‌سازی ۶۰ درصدی ایران بی‌سابقه است؛ اما از طرح اینکه طبق معاهده NPT، ایران همچون دیگر اعضا از حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای برخوردار است، خودداری می‌کنند. همچنین این واقعیت نادیده گرفته شده است که اقدامات جبرانی ایران بعد از خروج آمریکا از برجام، پاسخی به فشارها و بدعهدی‌های طرف مقابل به ویژه سه کشور اروپایی بوده است. همچنین آنها به این موضوع اشاره نمی‌کنند که ایران با چه توجیهی باید به تعهدات برجامی خود کاملا پای‌بند باشد، در حالی که آنها هیچ کدام از تعهدات شان بر اساس این توافق را اجرا نکردند.
بی‌توجهی به نقش مخرب رژیم اسرائیل
یکی دیگر از غایبان بزرگ در مقاله وزیران خارجه سه کشور اروپایی، رژیم اسرائیل است. اقدامات این رژیم برای به انحراف کشاندن برجام و مخالفت با این توافق در جریان مذاکرات هسته‌ای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ کاملا مشهود و روشن بوده، و در سال‌های بعد از توافق نیز، اقداماتی از جمله حملات خرابکارانه به تاسیسات هسته‌ای ایران، ترور دانشمندان و تهدید به اقدام نظامی، همه بخشی از معادله امنیتی بود که رژیم اسرائیل علیه برنامه هسته‌‌ای ایران به کار گرفت و در آخرین تلاش خود نیز در خرداد ماه سال جاری، با همراهی آمریکا به عنوان یک عضو آژانس به عضو دیگر آن یعنی ایران که برنامه هسته‌ای‌اش تحت نظارت آژانس قرار دارد حمله نظامی کردند، در حالی که سه کشور اروپایی حتی از محکومیت این اقدام به لحاظ سیاسی نیز سر باز زدند. با همه این اتفاقات، اروپا ترجیح داده است فقط به «افزایش تنش‌ها» از سوی ایران اشاره کند و درباره عوامل دیگر که بعضا ناشی از عملکرد خود و هم‌پیمانانشان است، سکوت کند.
انگیزه‌های سیاسی اروپا
وزیران خارجه سه کشور اروپایی در مقاله مذکور مدعی شدند، «با جدیت در دیپلماسی کوشیده‌اند»، اما توضیح نمی‌دهند چرا درست هم‌زمان با نزدیک شدن به پایان قطعنامه ۲۲۳۱، به فکر فعال سازی مکانیسم ماشه افتادند. در حالی آنها تاکید دارند که دو بار پیشنهاد سخاوتمندانه به ایران داده‌اند، اما جزییات این پیشنهادها را فاش نکرده‌اند تا مشخص شود که چرا ایران آنها را غیرمنصفانه و غیرقابل پذیرش اعلام کرده بود.
سه کشور اروپایی به این مساله نمی‌پردازند که وقتی در سال ۲۰۲۰ با اقدامات دولت ترامپ برای تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ و جلوگیری از لغو تحریم‌های تسلیحاتی ایران به طور بی‌سابقه‌ای مقابله کردند، چرا اکنون به فکر استفاده از مکانیسم ماشه افتاده‌اند و در ازای تمدید آن نیز خواستار امتیازاتی نامعقول به لحاظ سیاسی و فنی از ایران هستند؟
مقاله سه وزیر اروپایی بیش از آنکه گزارشی جامع از وضعیت و دلایل آنها برای فعال سازی مکانیسم ماشه باشد، متنی سیاسی برای مشروعیت ‌بخشی به این مکانیسم است، مکانیسمی که در سال ۲۰۲۰ مانع از عملیاتی شدنش از سوی آمریکا شدند. کشورهای اروپایی و جامعه جهانی در سال ۲۰۲۰ اعلام کردند که آمریکا نمی‌تواند به عنوان عضوی که از برجام خارج شده، از این مکانیسم استفاده کند در حالی که آمریکا همچنان عضو شورای امنیت و متعهد به قطعنامه‌ ۲۲۳۱ بود. چگونه است که امروز، تروئیکای اروپا، وضعیت را برای توسل به ماشه با وجود سابقه سال ۲۰۲۰ مناسب می‌بیند؟
به عبارتی آنها با نادیده گرفتن خروج آمریکا از برجام، بی‌عملی خودشان، بی‌توجهی به حقوق ایران ذیل NPT، برجام و قطعنامه ۲۲۳۱، نقش رژیم اسرائیل و حتی پیامدهای انسانی تحریم‌ها که شامل تحریم‌های بشردوستانه می‌شد، روایتی ناقص ارائه می‌دهند که سعی دارد تمام بار مسئولیت را بر دوش تهران بگذارد، در حالی که واقعیت امر چیز دیگری است.
واقعیت این است که بحران هسته‌ای ایران، نه با فشار و تحریم، بلکه تنها با بازگشت به تعهدات متقابل، رفع تحریم‌ها و احیای اعتماد دوطرفه و دست برداشتن طرف‌های اروپایی و آمریکا از خواسته‌ها و امتیازات نابه‌جا قابل حل است. هرگونه تلاش برای یک‌طرفه‌سازی روایت، فقط فاصله دیپلماسی از حل بحران را بیشتر خواهد کرد. از طرف دیگر، پیامدهای بازگشت شش قطعنامه شورای امنیت علیه ایران به لحاظ اقتصادی و حتی سیاسی، قابل بحث است، چرا که از ۲۰۱۸، بعد از آنکه آمریکا از برجام خارج شد، تحریم‌ها به طور حداکثری علیه ایران اعمال شد و کشورهای اروپایی و دیگر هم‌پیمانان آمریکا نیز در این مسیر حرکت کردند.
اگر هنوز تحریم‌، یک عامل بازدارنده در رابطه با موضوع هسته‌ای ایران بود، آمریکا و رژیم اسرائیل از گزینه همیشه روی میزشان برای بیش از دو دهه، یعنی حمله نظامی استفاده نمی‌کردند. از این رو باید گفت فعال‌سازی مکانیسم ماشه آن هم به صورت غیرقانونی و بدون طی مراحلی که در برجام در نظر گرفته شده است، صرفا تلاشی از سوی این کشورها برای دریافت امتیاز از آمریکا بر سر مساله اوکراین است، چرا که این روند نه تنها تهران را به میز مذاکره نمی کشاند، بلکه ممکن است تنش را تا درجات بالاتری گسترش دهد.

لینک کوتاه خبر:

پست های مرتبط

Picture of ترسیم نیوز-ترسیم خبر

ترسیم نیوز-ترسیم خبر

آنان که رهسپار دیار هنر شدند
یابنده بصیرت و صاحب نظر شدند

واقف به کار عقل شدند و به سر عشق
آنان که اهل دانش و اهل هنر شدند

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

تصویر روز: