ترسیم- تصمیم تازه وزارت دارایی چین برای ممنوع کردن استفاده از محصولات ۴۶ شرکت آمریکایی در خریدهای دولتی، فقط یک خبر مقطعی نیست؛ این اقدام را باید در ادامه زنجیرهای از تنشهای طولانی میان پکن و واشنگتن دید؛ از تعرفههای دونالد ترامپ بر کالاهای چینی گرفته تا محدودیتهای متقابل چین بر شرکتهای آمریکایی و حساسیت فزاینده بر سر مواد معدنی نادر.
به گزارش خبرگزاری ترسیم نیوز ، ماجرا فقط بر سر چند شرکت نیست؛ این تصمیم نشانهای از عمیقتر شدن رقابت اقتصادی، صنعتی و ژئوپلیتیک میان دو قدرت بزرگ جهان است.
ماجرای ممنوعیت تازه چین چیست؟
خبر آنلاین نوشت، وزارت امور دارایی چین اعلام کرده نهادهای مسئول خریدهای دولتی دیگر حق ندارند محصولات ساخت ۴۶ شرکت آمریکایی را خریداری کنند. در میان این شرکتها، نامهایی مثل لاکهید مارتین و رایتون هم دیده میشود؛ دو غول بزرگ صنایع دفاعی آمریکا که حضورشان در این فهرست، به تصمیم چین ابعاد سیاسی و امنیتی هم میدهد. در عین حال، پکن تأکید کرده این محدودیت شامل شرکتهای دارای سرمایهگذاری آمریکایی در داخل چین نمیشود؛ نکتهای که نشان میدهد چین فعلاً نمیخواهد همه مسیرهای همکاری اقتصادی را ببندد، بلکه میخواهد فشار هدفمند وارد کند.
چرا این تصمیم مهم است؟
اهمیت این تصمیم فقط در عدد «۴۶ شرکت» نیست. مسئله اصلی این است که خریدهای دولتی در چین بازار بزرگی به حساب میآید و حذف شرکتهای آمریکایی از این دایره، میتواند هم از نظر مالی و هم از نظر نمادین مهم باشد. این تصمیم چند پیام روشن دارد: چین آماده است از ابزار خرید دولتی برای فشار بر آمریکا استفاده کند، تقابل اقتصادی دو کشور از تعرفه عبور کرده و وارد حوزه دسترسی به بازار شده است و شرکتهای آمریکایی، بهویژه در بخشهای حساس، بیش از گذشته در معرض محدودیت قرار میگیرند
ریشه ماجرا؛ جنگ تجاری از زمان ترامپ شروع شد
برای فهم این تصمیم باید چند سال به عقب برگردیم. تنش تجاری آمریکا و چین به شکل جدی در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ شدت گرفت؛ زمانی که کاخ سفید روی حجم بزرگی از کالاهای وارداتی از چین تعرفههای سنگین اعمال کرد. استدلال دولت ترامپ این بود که چین با سیاستهای تجاری ناعادلانه، یارانههای دولتی، سرقت مالکیت فکری و مازاد صادرات، به اقتصاد آمریکا آسیب زده است. در مقابل، چین هم با وضع تعرفه بر کالاهای آمریکایی پاسخ داد و از همان زمان، چیزی که «جنگ تجاری» نام گرفت، وارد فاز جدی شد.
این جنگ فقط به صادرات و واردات محدود نماند؛ کمکم به فناوری، زنجیره تأمین، سرمایهگذاری، تراشهها، شرکتهای دفاعی و مواد خام راهبردی هم کشیده شد.
چین حالا فقط تماشاچی نیست
در سالهای اول جنگ تجاری، نگاه غالب این بود که آمریکا با قدرت تعرفهای و فشار سیاسی، ابتکار عمل را در دست دارد اما حالا چین هم نشان داده ابزارهای مهمی برای پاسخ دارد؛ از جمله محدودیت بر شرکتهای آمریکایی، کنترل بر بازار داخلی عظیم خود، استفاده از اهرم مواد خام و عناصر استراتژیک و اعمال تعرفه یا محدودیت بر برخی اقلام حساس وارداتی. به همین دلیل، اقدام اخیر چین را باید بخشی از راهبرد پاسخ متقابل دانست، نه یک حرکت جداگانه.
مواد معدنی نادر چرا در این دعوا مهماند؟
یکی از حساسترین بخشهای رقابت چین و آمریکا، مواد معدنی نادر یا عناصر کمیاب خاکی است. این مواد در تولید طیف وسیعی از محصولات پیشرفته نقش دارند؛ از موبایل و خودرو برقی تا تجهیزات نظامی، موشکها، توربینها، باتریها و صنایع نیمههادی. چین در زنجیره تأمین و فرآوری بسیاری از این مواد، موقعیت بسیار قدرتمندی دارد به همین دلیل هر زمان پکن روی صادرات یا تجارت این مواد محدودیت میگذارد، پیام آن فقط اقتصادی نیست؛ این یک اخطار راهبردی به واشنگتن و متحدانش هم هست. اگر چین روی مواد معدنی نادر مرتبط با آمریکا تعرفه بگذارد یا محدودیت اعمال کند، اثر آن میتواند فراتر از چند قرارداد تجاری باشد و به قلب صنایع پیشرفته آمریکا برسد.
چرا تعرفه یا محدودیت بر مواد معدنی نادر اینقدر تعیینکننده است؟
چون این مواد جایگزینپذیری سریع ندارند. یعنی اگر دسترسی به آنها دشوار شود، بسیاری از صنایع مهم با مشکل روبهرو میشوند. مثلا تولید تجهیزات دفاعی کند میشود، هزینه ساخت باتری و خودروهای برقی بالا میرود، زنجیره تأمین فناوری پیشرفته آسیب میبیند و شرکتها برای یافتن منابع جایگزین مجبور به پرداخت هزینه بیشتر میشوند. به همین دلیل، مواد معدنی نادر در رقابت چین و آمریکا چیزی شبیه سلاح اقتصادی خاموش هستند.
چین دقیقاً چه چیزهایی را تحریم یا محدود کرده است؟
بر اساس آنچه در خبر آمده، چین استفاده از محصولات ۴۶ شرکت آمریکایی را در خریدهای دولتی ممنوع کرده است. آنچه بهطور مشخص در خبر مورد اشاره قرار گرفته، نام شرکتهایی مانند لاکهید مارتین و رایتون است که هر دو در بخش صنایع دفاعی و نظامی آمریکا فعالاند اما نکته مهم این است که در بسیاری از موارد، چین محدودیتها را فقط به شکل «تحریم کامل» اعلام نمیکند، بلکه از ابزارهای متنوعتری استفاده میکند؛ مثل ممنوعیت در خریدهای دولتی، محدودیت در همکاریهای خاص، قرار دادن شرکتها در فهرستهای غیرقابل اعتماد یا تحریمی، کنترل صادرات برخی اقلام راهبردی و سختتر کردن دسترسی به بازار یا مجوزها. بنابراین «تحریم چین» لزوماً همیشه به معنای بستن کامل همه مسیرها نیست؛ گاهی به معنای تنگ کردن تدریجی فضای فعالیت است.
چرا نام لاکهید مارتین و رایتون مهم است؟
چون این دو شرکت فقط بنگاه اقتصادی معمولی نیستند؛ آنها بخشی از ستون فقرات صنایع دفاعی آمریکا محسوب میشوند. ورود نام این شرکتها به فهرست محدودیتهای چین، نشان میدهد که پکن میخواهد پیام سیاسی مشخصی هم بدهد. بهویژه در موضوعاتی مثل فروش سلاح به تایوان، همکاریهای دفاعی آمریکا در منطقه و فشارهای امنیتی بر چین، شرکتهای نظامی آمریکایی معمولاً در خط مقدم تنش قرار دارند.
این تصمیم چه اثری بر اقتصاد جهانی دارد؟
در کوتاهمدت، ممکن است اثر مستقیم این تصمیم محدود به حوزه خریدهای دولتی چین باشد، اما در سطح کلانتر، چنین اقداماتی چند پیامد مهم دارند. به عنوان مثال افزایش بیاعتمادی میان دو اقتصاد بزرگ جهان، شکنندهتر شدن زنجیرههای تأمین جهانی، افزایش هزینه تجارت و تولید، تشدید جداسازی اقتصادی تدریجی میان چین و آمریکا و فشار بیشتر بر شرکتهای چندملیتی برای انتخاب میان دو بازار. این همان روندی است که بسیاری از تحلیلگران از آن با عنوان دیریسکینگ، دکوپلینگ یا جداسازی تدریجی اقتصادی یاد میکنند.
برای همین است که تحریم یک شرکت، محدودیت بر خرید دولتی یا تعرفه بر مواد خام، فقط یک خبر اقتصادی ساده نیست؛ هر کدام بخشی از یک رقابت بزرگتر بر سر نفوذ جهانیاند.


